جنایتکار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانتبهکارمترادفها و واژههای مرتبطآدمکش، تبهکار، جانی، قاتلواژه قبلی: جنایتواژه بعدی: جنب