جنبانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جنبانیدن . [ جُم ْ دَ ] (مص ) جنباندن . ♦ دست جنبانیدن ؛ عجله کردن . ♦ سر جنبانیدن ؛ بعلامت انکار یا یأس سر حرکت دادن . بعلامت تصدیق سر حرکت دادن از خلف به قدام . (یادداشت مؤلف ). رجوع به جنباندن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جنبانیدن . [ جُم ْ دَ ] (مص ) جنباندن . ♦ دست جنبانیدن ؛ عجله کردن . ♦ سر جنبانیدن ؛ بعلامت انکار یا یأس سر حرکت دادن . بعلامت تصدیق سر حرکت دادن از خلف به قدام . (یادداشت مؤلف ). رجوع به جنباندن شود.