جنت آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جنت آباد. [ ج َن ْ ن َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین، در ١٢هزارگزی جنوب باختری قزوین و ٢هزارگزی راه عمومی و در جلگه واقع و دارای هوایی معتدل است . سکنه ٔ آن ٢١٧ تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، تاکستان، بادام، جالیز و شغل اهالی زراعت و گلیم و جاجیم و جوراب بافی است . ماشین نیزبه این ده میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
جنت آباد. [ ج َن ْ ن َ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان مشهد است . حدود بخش از طرف خاور به هریرود، مرز ایران و افغانستان و شوروی . از باختر بکوه ساخو و کوه سفید، دهستان پائین ولایت، از شمال بکوه چاه جهنی، دهستان شوریچه از بخش سرخس و از طرف جنوب بکوه نبی تاک و شاه نشین . این بخش در جنوب خاوری و ١٨٠هزارگزی شهرستان مشهد واقع و منطقه ایست کوهستانی و هوای آن معتدل است . آب مزروعی قراء از چشمه سار و قنوات تأمین میشود. از سه دهستان بنام صالح آباد، جنت آباد و قلعه حمام که دارای ٩٣ آبادی است تشکیل شده و مجموع نفوس آن ١٣٦٧١ تن است . مرکز بخش صالح آباد است که در ١٢هزارگزی مرز ایران و افغانستان واقع است . راه شوسه که از مرکز استان نهم به افغانستان منتهی میشود از این بخش عبور میکند. محصول عمده ٔ این بخش غلات، میوه جات، منداب، زیره و کنجد. محصول دامی بحد کافی دارد. اغلب گوسفندان این بخش از قره گل است که پوست بره ٔ قره گل از پوست بره ٔ آنهاست . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
جنت آباد. [ ج َن ْ ن َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان زهرای بخش بوئین شهرستان قزوین، واقع در ١٢هزارگزی شمال باختری بوئین و ٥هزارگزی راه کاروانرو قزوین - بوئین . این ده، ده کوچکی است . سکنه ٔ آن ٣٨ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).