جند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جُ) [ معر. گند ] (اِ.) لشگر، سپاه، ج. جنود.مترادفها و واژههای مرتبطارتش، خیل، سپاه، فوج، قشون، گندواژه قبلی: جنحهواژه بعدی: جندار