جنگاوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جنگاوری . [ ج َ وَ ] (حامص مرکب ) جنگجویی . دلیری . شجاعت .نبرد و پیکار و مبارزت . (ناظم الاطباء) : دو مرغ دلاور در آن داوری زمانی نمودند جنگاوری . نظامی . ندیدم به مردانگی چون تو کس که جنگاوری بر دو نوع است و بس . سعدی .