جنگ
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(جُ) (اِ.) ۱- کشتی. ۲- دفتری که در آن اشعار و مطالب دیگر نوشته شود. ۳- مجموعهای از برنامهها درباره موضوعی خاص مانند: جُنگ هنر. ۴- آلبوم عکسها و تصویرها.
(جَ) (اِ.) ۱- جدال، ستیز. مق آشتی. ۲- ناسازگاری، کشمکش. ۳- برخورد مسلحانه. مق صلح. ؛ ~ زرگری جنگ ساختگی و مصلحتی با کسی برای فریب دادن دیگران. ؛~ روانی تبلیغات و سایر اقدامات طرح - ریزی شده که به منظور نفوذ در عقاید، احساسات، رفتار و تمایلات گروههای هدف اجرا میشود. ؛~ سرد جنگی که ضمن آن کشورها به جای توسل به زور به جنگهای تبلیغاتی و روانی علیه یکدیگر اکتفا میکنند.