جنیدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جنیدی . [ ج ُ ن َ ] (اِخ )از شاعران عهد سامانی است . عوفی درباره ٔ وی گوید: محمدبن عبداﷲ مکنی به ابوعبداﷲ از افاضل ادبا و اماثل فضلاء بود و در تازی و پارسی او را قدرتی تمام و بر نظم و نثر او را مهارتی شامل و ابومنصور ثعالبی در یتیمةالدهر ذکر او را آورده است و در میان شعرا صاحب عباد معدود کرده و داریات (صاحب در) این قصیده ٔ تازی که این دو بیت برهان جودت آن است ذکر او رفته است : یا دار سعد قد علت شرفاتها نبئت آن سمیت قبلةالناس لو رودوفد او لدفع ملمة او بذل مال او ادارة کاس . و از اشعار پارسی او این چند بیت آورده شد: شب گیر صبوح را ز سر گیر بر بانگ خروس و ناله ٔ زیر خورشید که برزند سر از کوه آن به که خورد ز جام تشویر از جام به جامه ٔ شبانگاه وز جامه به جام رو به شب گیر شیر است غذای کودک خرد شیره ست غذای مردم پیر. (لباب الالباب عوفی چ علمی ص ٢٦١).