جهات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهات . [ ج ِ ] (ع اِ) ج ِ جهت . جهت ها. سوها. سویها. اطراف . جوانب . ◄ چهار سمت اصلی و سمت های فرعی . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ جهات سته ؛ فوق، تحت، یمین، یسار، اَمام (قُدّام )، خَلْف . ◄ رویها. همه روی : بهمه ٔ جهات . ◄ مالیاتی است که بر صنایع تعلق میگرفته . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ مال و جهات ؛ مالیاتی که بمصرف تأمین کاروان حج میرسد. مال الجهات . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ اموال و اثاث . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : جاریه که ... بیرون آمد و بر بام قلعه رفته فریاد برآورد که ای لشکر اگر مرا امان دهید و متعرض جهات من نشوید درِ حصن را میگشایم (حبیب السیر). ◄ (اصطلاح منطق ) جهات قضیه، مثل واجب یا ممتنع یا ممکن . رجوع به جهة شود. ◄ در تداول امروز: دلایل، علل، موجبات .