جهالت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جَ لَ) [ ع. جهالة ] (مص ل.) نادان بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جَ لَ) [ ع. جهاله ] (مص ل.) نادان بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهالت . [ ج َ ل َ ] (از ع، مص ) جهل . نادان بودن . نادانستن . نادان شدن . (آنندراج ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل ). ◄ (اِمص ) نادانی . (آنندراج ) : یک فوج همی بینم گم کرده ره خویش وَایام پریشان ز جهالت چو شب تار. مسعود. رجوع به جهالة شود.
واژگان قرآن
یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَة کلمه «جهل» و مشتقات آن گر چه به معانى گوناگونى آمده است ولى از قرائن استفاده مى شود منظور از آن در آیه مورد بحث، طغیان غرائز و تسلط هوس هاى سرکش و چیره شدن آنها بر نیروى عقل و ایمان است. و در این حالت، علم و دانش انسان به گناه، گر چه از بین نمى رود، اما تحت تأثیر آن غرائز سرکش قرار گرفته و عملاً بى اثر مى گردد، و هنگامى که علم اثر خود را از دست داد، عملاً با جهل و نادانى برابر خواهد بود، و تبدیل به عملى بدون توجّه به دستورات عقل خواهد شد.(5)