واژه‌جو

جهان خوردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جهان خوردن . [ ج َ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) گیتی خوردن . منتفع شدن از جهان . (آنندراج ). بهره مند گردیدن از دنیا. از همه ٔ نعم دنیا متنعم شدن : همان به است که امروز خوش خوریم جهان که دی گذشت و ز فردا پدید نیست نشان . میرمعزی (ازآنندراج ). بعهد از تو بدخواه جان میبرد بدین عهد و رایت جهان میخورد. نظامی . ♦ امثال : جهان دیدن به از جهان خوردن است .

معنی جهان خوردن | واژه‌جو