جهانبانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (حامص.) سلطنت، پادشاهی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.) سلطنت، پادشاهی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهانبانی . [ ج َ هام ْ ] (حامص مرکب ) سمت جهانبان . جهانداری . سلطنت . پادشاهی : زمام ملک و پادشاهی در قبضه ٔ او نهد و جهانبانی و جهانداری او را دهد. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ). چه آزادند درویشان ز آسیب گرانباری چه محتاجند سلطانان به اسباب جهانبانی . خاقانی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی