جهانگشای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهانگشای . [ ج َ گ ُ ](نف مرکب ) گشاینده و تسخیرکننده ٔ جهان : حکم تو دیوبند و جهانت جهانگشای اقبال بر در تو در آسمانگشای . خاقانی . شاه جهانگشای را از شب و روز آن جهان باد هزار سال عمر اینْت دعای راستین . خاقانی .