جهانگیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهانگیری . [ ج َ ] (اِخ ) قصبه ای از دهستان فوری بخش شادگان شهرستان خرمشهر. دشت و گرمسیری است . سکنه ٔ آن ٤٢٣٨ تن . آب آن از رودخانه ٔ جراحی و محصول آن غلات، خرما، برنج و شغل اهالی زراعت و ترتیب نخل و حشم داری و صنایع دستی حصیربافی . راه در تابستان اتومبیل رو است . ساکنین از طایفه ٔآل ابوغبیش هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
جهانگیری . [ ج َ ] (اِخ ) قصبه ای از دهستان بوری بخش شادگان شهرستان خرم شهر دارای ٤٢٣٨ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ جراحی . محصول آن غلات، خرما و برنج است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
جهانگیری .[ ج َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز است . این دهستان در شمال بخش مسجدسلیمان واقع گردیده و یکی از شعب رودخانه ٔ کارون از وسط این دهستان میگذرد. موقع طبیعی آن کوهستانی و هوای آن گرم سیر مالاریایی است . از ٢٤ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل گردیده و جمعیت آن در حدود ٥هزار تن و قراء مهم آن عبارتند از لالی، بلاینی، عنبر، پرنوشته، قلعه چشمه . آب مصرفی دهستان از رودخانه ٔ کارون و چشمه تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و لبنیات و شغل مردان کارگری شرکت نفت و زراعت و گله داری است . ساکنین از طایفه ٔبختیاری می باشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).