جهت گرفتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
رو کردن، بهسویی مایل شدن، بهطرف چیزی رفتن، درمسیر خاصی افتادن، راندن، پوییدن، رهسپار شدن جهترا عوض کردن، راهرا برگرداندن، سرخررا کج کردن، منحرف شدن راه را پرسیدن، آدرس پرسیدن نشان دادن، راهرا نشان دادن، راندن، اشاره کردن، نمودن، راه را نمودن