جهودانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جُ نِ)<BR>۱- (اِمر.) عَسَلی، پارچة زردی که جهودان برای بازشناخته شدن از مسلمانان بر دوش خود میدوختند.<BR>۲- (ق مر.) مانند جهودان، جهودی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جُ نِ) ۱- (اِمر.) عَسَلی، پارچه زردی که جهودان برای بازشناخته شدن از مسلمانان بر دوش خود میدوختند. ۲- (ق مر.) مانند جهودان، جهودی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهودانه . [ ج ُ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) چرب روده که درون آنرا با گوشت و مصالح پر کرده باشند. (برهان ). امعای گوسفند که اندرون آنرا بیاکنده باشند بچیزی و پخته باشند، و بعربی آنرا لقانق [ ل ُ ن ]گویند. ◄ نام درختی که گلک صمغ اوست . (شرفنامه ٔ منیری ). نام درختی که کوژده صمغ آنست . درختی باشد که آنرا بعربی شائکه خوانند. صمغ آنرا عنزروت گفته اند. (برهان ). ◄ پارچه ٔ زرد که جهودان آنرا بعنوان عبادت بر دوش دارند. (غیاث اللغات ).
جهودانه . [ ج ُ ن َ /ن ِ ] (ق مرکب ) بمانند جهود. چون یهودی : بجای آنکه چو عیسیم برد بر سر دار نشست زیر و جهودانه میگریست بتاب . خاقانی . گر نبودی جان عیسی چاره ام او جهودانه بکردی پاره ام . مولوی .