جهور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهور. [ ج َه ْ وَ ] (ع ص، اِ) مرد دلاور. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
جهور. [ ج َ ] (ع ص ) فرس جهورالصوت ؛ اسب بلندآواز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
جهور. [ ج َه ْ وَ ] (اِخ ) ابن محمدبن جهور. مکنی به ابوالحزم . نخستین حاکم بنی جهور از حکام قرطبه است که از سال ٤٢٢ هَ . ق . در قرطبه حکومت کرد. (طبقات سلاطین اسلام ص ٢١).