جهک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهک . [ ] (اِ) این کلمه در فیه مافیه چ سنگی تهران محمدهاشم خونساری آمده : همچنانکه کودکی را بدکان درزی نشاندند او را مطیع استاد باید بودن اگر تگل دهد که بدوزد و اگر شلال شلال وگر بخیه بخیه و اگر جهک جهک . و در نسخه ٔ چ فروزانفر ص ٥٤ «اگر بخیه بخیه و اگر جهک جهک » نیامده و بنابر آنکه نسخه ٔ قبلی صحیح باشد یکی از اصطلاحات دوخت و دوز و خیاطی است .