جواز
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(جَ) (اِ.) = گواز: چوبدستی که با آن گاو و خر را رانند.
(جَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) اجازه دادن، رخصت دادن. ۲- (اِ.) گذرنامه، پاسپورت.۳ - (مص ل.) گذشتن، گذشتن از جایی.
(جُ) (اِ.) ۱- هاون سنگین و چوبین، مهراس. ۲- چوبی که ستوران را بدان رانند.