جواظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جواظ. [ ج ُ ] (ع اِ) بی قراری و بی صبری . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
جواظ. [ ج َوْ وا ] (ع ص ) مرد ضخم خرامان رفتار بسیارگوی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ بسیارخوار. (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). ◄ مرد بسیارفریاد و بی قرار و عاجز و متکبر درشتخو. (منتهی الارب ). ◄ مالدار بسیار بخیل . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). ◄ و گویند بمعنی کوتاه بالای شکم گنده است . و فراء گوید مرد دراز تنومند و بسیارخوار و بسیارآشام متکبر کافر. (ذیل اقرب الموارد). ◄ (اِ) شور و غوغای فتنه . (منتهی الارب ).