جوانمرد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جَ مَ) (ص مر.) کریم، بخشنده.مترادفها و واژههای مرتبطبافتوت، بامروت، بخشنده، بزرگهمت، جواد، حر، سخاوتمند، سخی، عیار، فتا، کریم، مردداش، لوطی ≠ ناجوانمرد، ناکسواژه قبلی: جوانبواژه بعدی: جوانمردی