جوانمرگ شده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومجوانمرگ شده . [ج َ م َ ش ُ دَ / دِ ] (ص مرکب ) نفرینی است جوان را.واژه قبلی: جوانمرگ شدنواژه بعدی: جوانمرگی