جوان
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نوجوان، برنا [حالت اسمی، جوان] نابالغ، خردسال، نونهال، نوباوه، تازهپا صغیر، کودک، بچه، بچهصفت، بازیگوش کودکانه، بچگانه شیرخواره بیتجربه، ناشی مخنث یتیم آیندهساز نوخاسته، نونهال، نوبالغ، نوخط، نورس، نورسته، تازه بالغشده، بالغ، آدم بزرگ نوزاد، نوسال، کمسنوسال شاداب
شخص جوان، انسان جوان، حیوان جوان، گیاه نورسته، بچه، طفل، کودک، خردسال، نوزاد، نورسیده، مولود، نوباوه، کوچولو، نینی، فسقلی، مامانی، عروسک، گل پسر، عزیز، دردانه، ملوس، پدرسوخته، ولد چموش، نوجوان، پسربچه، دختربچه، تینایجر، پسرک، دخترخانم، دوشیزه مخنث، یتیم بار، جنین، جفت، نطفه، زایمان آیندهساز اطفال، کودکان، بچهها، خردسالان نوجوان، نونهال، نوبالغ، نوخط، نوخاسته، نورس، نورسته، تازه بالغشده [حالت صفتی، جوان]