واژه جو

جواهردارو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جواهردارو. [ ج َ هَِ ] (اِ مرکب ) نوعی از سرمه که به آن جواهرات حل کنند، بغایت مقوی بصر است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به جواهر سرمه شود.

معنی جواهردارو | واژه جو