جوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوب . [ ج ُ وَ ] (ع اِ) ج ِ جَوْبة، و این جمع شاذ است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جوبة شود.
جوب . [ ج َ ] (ع اِ) دلو بزرگ . ◄ سینه بند زنان . ◄ سپر. ◄ آتش دان . ◄ (مص ) مسافت بریدن . ◄ دریدن و بریدن . ◄ گریبان درست کردن برای پیراهن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).