جوسه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جُ س) (اِ.)<BR>۱- کوشک، قصر.<BR>۲- بالاخانه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جُ س) (اِ.) ۱- کوشک، قصر. ۲- بالاخانه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوسة. [ س َ ] (ع اِ) جوسةالناظر؛ شدت نگاه و پی درپی نگاه کردن . (ذیل اقرب الموارد).
جوسه . [ ج َ / جُو س َ / س ِ] (اِ) کوشک و بالاخانه را گویند و معرب آن جوسق است . (برهان ) (آنندراج ). قصر. کاخ . رجوع به جوسق شود.