جوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوس . [ ج َ ] (ع مص ) گشتن در میان سرایها برای غارت و جستن آنچه در اوست . (منتهی الارب ). در سرای بگشتن برای غارت . (ترجمان علامه ترتیب عادل ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ نیک جستن چیزی را. ◄ پامال کردن . ◄ مقهور ساختن . ◄ کشتن بشب از دلیری . (منتهی الارب ). رجوع به جوسان شود.
جوس . (ع اِ) جوع و گرسنگی است در لغت هذیل . (ذیل اقرب الموارد). از اتباع جوع است . (منتهی الارب ).