واژه جو

جوش شیرین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جوش شیرین . [ ش ِ شی ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بیکربنات دو سود. بیکربنات سدیم . جسمی است سفیدرنگ که در هوای خشک و سرد فاسد نمیشود و در آب سرد کم محلول و در آب گرم تجزیه میگردد و در طب برای رفع ترشی معده و سؤهاضمه بکار میرود. (فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی جوش شیرین | واژه جو