جوشیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (مص ل.) ۱- به جوشش آمدن. ۲- فوران کردن آب از زمین.مترادفها و واژههای مرتبطجوشآمدن، جوشش، غلیان، فورانواژه قبلی: جوشیواژه بعدی: جوشیده مغز