واژه جو

جوشین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جوشین . [ ج ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر دارای ٧٩٨ تن سکنه . آب آن از دو رشته چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنجا فرش بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی جوشین | واژه جو