جوش
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
اتصال، پیوند، لحیم داغ جوشش، غلیان اوج، بحبوحه، هنگامه دانه اضطراب، شور گره آشفتگی، حرص، خودخوری، عصبانیت فوران شور
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
اتصال، پیوند، لحیم داغ جوشش، غلیان اوج، بحبوحه، هنگامه دانه اضطراب، شور گره آشفتگی، حرص، خودخوری، عصبانیت فوران شور