واژه جو

جوگک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جوگک . [ گ َ ] (اِ) جوجه . (فرهنگ فارسی معین ). فروخ ماکیان بود. (لغت نامه ٔ اسدی ) : آهو با شیر کی تواند کوشید جوگک با باز کی تواند پرّید؟ منوچهری . رجوع به جوکک شود.

معنی جوگک | واژه جو