جویة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جویة. [ ج َ وی ی َ ] (ع ص ) مؤنث جَوی ّ. دلتنگ و اندوهگین که بیان حال خود نتواند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به جَوی ّ شود. ◄ ناموافق، گویند: ارض جویّة؛ زمین ناموافق، و گاهی یاء مخفف گردد. (منتهی الارب ).
جویه . [ ج ُ وَ ] (ع اِ مصغر) مصغر جاه . (منتهی الارب ). رجوع به جاه شود.