جکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جکر. [ ج َ ک َ ] (از هندی، اِ) گرد و خاک .(برهان ). خاک . (ناظم الاطباء). ◄ باد شدید با باران . (ناظم الاطباء). ◄ فارسی شده ٔ لفظ هندی است که اصلش جهکر است و معنی آن باد تند غبارآگین است که از سمت مغرب وزد. (از غیاث اللغات ).
جکر. [ ج َ ک َ ] (ع مص ) حاجتمند شدن . (منتهی الارب ). ◄ اصرار ورزیدن در بیع. (اقرب الموارد) ◄ غضبناک کردن . خشمگین ساختن . (دزی ).
جکر. [ ج َ ک ِ ] (ع ص ) مزاحم . مصدع موذی . آزاررساننده . ◄ سرکش . نافرمان . کسی که دوست دارد مخالف میل دیگری رفتار کند. (دزی ).