واژه جو

جگرک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جگرک . [ ج ِ گ َ رَ ] (اِ مصغر) جگر که ریزه کرده بر سیخ کباب کنند. ◄ طعامی که از جگر کنند بروغن و پیاز سرخ کرده . مطبوخی از جگر و دل . جگر که بقطعه های کوچک خرد کرده . چغوربغور. ♦ امثال : صنار (صد دینار) جگرک سفره قلمکار نمیخاد (نمیخواهد).

معنی جگرک | واژه جو