جگرکی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جِ گَ رَ) (ص نسب.) کسی که دل و جگر گوسفند را کباب میکند و میفروشد.واژه قبلی: جگرخراشواژه بعدی: جگرگوشه