جگی جگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جگی جگی . [ ج ِ ج ِ ] (اِ) لفظی است که در وقت جزع و فزع در طلب و مبالغه و در اخذ گویند و زنان بهنگام لذت مباشرت بر زبان رانند. (برهان ). و رجوع به آنندراج شود. ◄ غبغب و آن گوشتی نرم زیر زنخدان باشد. (غیاث اللغات از سراج ) (آنندراج ). ♦ جگی جگی گاه ؛ کنایه از غبغب زیرا که به سبب خاریدن آن آدمی جگی جگی میگوید. (آنندراج ) : بگذار جگی جگی ببوسم خالی که بر آن جگی جگی گاه است . صائب (از آنندراج ). ◄ در اصطلاح عوام کنایت از جنده .