واژه جو

جیار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جیار. [ج َی ْ یا ] (ع اِ) ساروج . (اقرب الموارد). چروک و صاروج . (مهذب الاسماء). آهک با چیزها آمیخته که بر حوض و امثال آن مالند. (منتهی الارب ). ◄ گرمی دل از خشم و گرسنگی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی جیار | واژه جو