جیشان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جیشان . [ ج َ ی َ ] (ع مص ) جوشیدن دریا و دیگ و جز آن . (منتهی الارب ). بر جوش آمدن دیگ و موج زدن دریا. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ روان گردیدن چشم . ◄ پرآب شدن رود. (منتهی الارب ). ◄ شوریدن دل و برآمدن از اندوه یا از بیم . (منتهی الارب ) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). رجوع به جَیش شود.
جیشان . [ ] (اِخ ) ابن مالک بن ابی کرم، ملقب به تبع اوسط. از ملوک بنی حمیر از سلاطین یمن . وی هفتاد سال رأیت سلطنت برافراخت . (حبیب السیر چ سنگی ج ١ ص ٩٢، ٩٣).