جیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جیم . (ع ص، اِ) شتر سخت آرزومند ضراب . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). اشتر تیزشهوة. (مهذب الاسماء). ◄ دیبا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ حرفی است از حروف هجا، و مؤنث نیز آید. (منتهی الارب ). پنجمین حرف از حروف هجا. (از اقرب الموارد). تلفظ حرف پنجم از حروف تهجی و در حساب جُمَّل نماینده ٔ عدد سه و در حساب ترتیبی نماینده ٔ عدد شش باشد : زلف تو سیم تو از دزد نگه خواهد داشت بخم و پیچ برافکنده چو جیم اندر جیم . فرخی . زبهر آنکه بجعد و بزلف او مانم بحیله تن را گه جیم کردمی گه دال . فرخی . دهان تنگ تو میم است گویی شکنج زلف تو جیم است گویی . نظامی . زلف سیهش بشکل جیمی قدش چو الف دهن چو میمی . نظامی . ◄ (مص ) جیم نوشتن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد): جیم جیماً؛ جیم نوشت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).