جینور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جینور. [ ن َ وَ ] (اِخ ) بر وزن کینه ور، پل صراط. (برهان ). جینه ور. چنیود : اگر خود بهشتی وگر دوزخی گذارش سوی جینور پل بود. عنصری . رجوع به جنیور شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جینور. [ ن َ وَ ] (اِخ ) بر وزن کینه ور، پل صراط. (برهان ). جینه ور. چنیود : اگر خود بهشتی وگر دوزخی گذارش سوی جینور پل بود. عنصری . رجوع به جنیور شود.