حابل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حابل . [ ب ِ ] (ع ص، اِ) دامیار. صیاد. دام گسترنده و بندنده . ◄ جادو. ساحر.آنکه گره به رسن زند. جوزن . ◄ نام زمینی است . ◄ تار، مقابل پود و نابل پود بود ودر مثل است : ثار حابلهم علی نابلهم، یعنی افروختند آتش شر و بدی را میان خودها. حَوّل َ حابله علی نابله ؛ گردانید اعلای آن را اسفل . ◄ ضب ّ حابل، سوسمار حبله خوار. ◄ آبستن . ◄ ساربان . ساروان . (زوزنی ). ◄ دام صیّاد.