حاجات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاجات . (ع اِ) ج حاجت . ♦ قاضی الحاجات ؛ برآورنده ٔ نیازها. یکی از اسماء صفات باری عزاسمه « : گفت [ دمنه ] بر درگاه ملک مقیم شده ام و آن را قبله ٔ حاجات و مقصد امید ساخته ».
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاجات . (ع اِ) ج حاجت . ♦ قاضی الحاجات ؛ برآورنده ٔ نیازها. یکی از اسماء صفات باری عزاسمه « : گفت [ دمنه ] بر درگاه ملک مقیم شده ام و آن را قبله ٔ حاجات و مقصد امید ساخته ».