حادثه جو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که همواره در پی حوادث و وقایع تازهاست، آن که از مخاطرات نترسد.مترادفها و واژههای مرتبطغوغاطلب، فتنهجو، ماجراجو، ماجراطلب، واقعهطلب، غوغایی، فتنهانگیز، مخاطرهجو، مخاطرهطلب، ≠ سلیم، سلیمالنفس، مصلح، مصلحتجو، آرامشطلبواژه قبلی: حادثهواژه بعدی: حادی