حارس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ) [ ع. ] (اِفا.) پاسدار، پاسبان. ج. حراس، احراس.مترادفها و واژههای مرتبطپاسبان، پاسدار، حافظ، حامی، مدافع، مراقب، مستحفظ، مهیمن، نگاهبان، محافظ، نگاهدار، نگهبانواژه قبلی: حارثواژه بعدی: حاره