حازر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حازر. [ زِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حَزر و مَحزَرة.اندازه کننده . دیدزن . خراص . ◄ شیر ترش . (مهذب الاسماء). شیر ترش و زبانگز. ◄ ترش، از شیر و نبیذ. ◄ آرد جو که بوی آن خوش نباشد. ◄ روی ترش و عبوس . (منتهی الارب ).
حازر. [ زِ ] (اِخ ) مصحح و طابع عقدالفرید این کلمه را با خازر یکی دانسته و در فهرست خود بر کتاب مذکور نوشته : «الحازر = الخازر» و خازر بقول یاقوت نهری است میان موصل و اربل . رجوع به فهرست عقدالفرید چ محمد سعیدالعریان و رجوع به خازر شود.