حاسر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاسر. [ س ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حسر. برهنه . (منتهی الارب ). ◄ مبارز که زره و خود یا سپر نداشته باشد. (منتهی الارب ). مرد بی خود، مرد برهنه ٔ بی درع و جوشن و خود. بی زره . بی زره و بی خود. (مهذب الاسماء). مقابل مقنّع: حین قیل له اتلقی عدوک حاسراً. ج، حُسّر. (منتهی الارب ). و حواسر. (مهذب الاسماء). ◄ گشن بازمانده از گشنی . (منتهی الارب ). ◄ امراءة حاسر؛ زن برهنه ذراع و بی معجر. ج، حواسر و حُسّر.