حاشوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاشوم . (اِخ ) (غنی ) مردی که پسرانش به آزر و بابل مراجعت کردند (عزرا ٢:١٩ و نحمیا ٧:٢٢) و بیشتر ایشان زنان غریبه در حباله ٔ نکاح داشتند (عزرا ١٠:٣٣) و وکیلان ایشان عهدنامه را مهر کردند. (قاموس مقدس ). یکی از آنانکه بطرف چپ عزرا ایستاده عزرا خود بخواندن شریعت مشغول بود (نحمیا ٨:٤) (قاموس کتاب مقدس ).