حاشیه نشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. نِ) [ ع - فا. ] (اِفا.)<BR>۱- آن که در فعالیت گروهی شرکت نمیکند.<BR>۲- آن که در حاشیه شهر سکونت دارد.<BR>۳- کسی که در کنار مجلس نشیند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. نِ) [ ع - فا. ] (اِفا.) ۱- آن که در فعالیت گروهی شرکت نمیکند. ۲- آن که در حاشیه شهر سکونت دارد. ۳- کسی که در کنار مجلس نشیند.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
حاشیه نشین . [ ی َ / ی ِ ن ِ ] (نف مرکب ) آنکه درحاشیه ٔ مجلس نشیند. حاضری در مجلس که بکاری نیست . ♦ امثال : حاشیه نشین دلش فراخ است (یا گشاد است ) ؛ یعنی چون سود و زیانی در امرندارد هرچه بیشتر و بهتر و پر خرج تر را رأی دهد، نظیر: از کیسه خلیفه می بخشد: خرج که از کیسه ٔ مهمان بود حاتم طائی شدن آسان بود.
مترادف و متضاد
کنارهنشین (متضاد: صدرنشین) حومهنشین، مهاجرنشین، حلبیآبادی
فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی