حاشیه نشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاشیه نشین . [ ی َ / ی ِ ن ِ ] (نف مرکب ) آنکه درحاشیه ٔ مجلس نشیند. حاضری در مجلس که بکاری نیست . ♦ امثال : حاشیه نشین دلش فراخ است (یا گشاد است ) ؛ یعنی چون سود و زیانی در امرندارد هرچه بیشتر و بهتر و پر خرج تر را رأی دهد، نظیر: از کیسه خلیفه می بخشد: خرج که از کیسه ٔ مهمان بود حاتم طائی شدن آسان بود.