حاصب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاصب . [ ص ِ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی از حصب . ◄ باد سخت که سنگ ریزه و خاک بردارد. باد سنگ باران . باد که سنگ آرد. بادی که سنگ ریزه پاشد : ا فأمنتم ان یخسف بکم جانب البر او یرسل علیکم حاصبا ثم لاتجدوا لکم وکیلا. (قرآن ٦٨/١٧) فکلا اخذنا بذنبه فمنهم من ارسلنا علیه حاصباً و منهم من اخذته الصیحة و منهم من خسفنا به الارض و منهم من اغرقنا و ما کان اﷲ لیظلمهم و لکن کانوا انفسهم یظلمون . (قرآن ٤٠/٢٩). انا ارسلنا علیهم حاصبا الا آل لوط نجینا هم بسحر. (قرآن ٣٤/٥٤). ام امنتم من فی السماء ان یرسل علیکم حاصباً فستعلمون کیف نذیر. (قرآن ١٧/٦٧). ◄ آن علت که موی فرو ریزد از مردم . (مهذب الاسماء). داءالثعلب . ◄ ابری که برف و تگرگ بارد. برف و یخچه بارد. ◄ ابرکه ریزه های برف و یخ که از هم ریزد.